بحث اصلي اين روزهاي هر محفل سياسي، اجتماعي انتخابات آينده رياست جمهوري و نحوه برخورد مردم با اين مهم است . علي رغم اينكه خيلي ها اعتقاد به حذف جريان اصلاحات در انتخابات اين دوره به دليل عملكرد نامناسب اين طيف در حوزه مسايل اقتصادي و رفاهي دارند ولي به نظر نگارنده اين جريان هم چنان برقرار است ، اگر چه احتمال كند شدن اين وضعيت وجود دارد ولي توقيف هرگز…
از زماني كه نهضت مشروطه با همت آزاديخواهان و روشنفكران و استقبال توده مردم به پيروزي رسيد ، ملت عملاً از زير بار حكومت استبدادي خارج شده و مجلس ]اين خانه ملت[ يكه تاز صحنه هاي سياسي ، اجتماعي كشور شد و جامعه ما به سوي يك هدف دراز مدت يعني برقراري دموكراسي پيش رفت ، حركت به سوي اين هدف بزرگ در برهه هاي زماني خاص ، به دلايل مختلف ، روند متفاوتي را داشته ولي از آن زمان تا كنون هرگز خاموش نشده است . اكنون سري به اروپا و روند نهادينه شدن دموكراسي در اين كشورها كه در عصر حاضر مهد دموكراسي و رعايت حقوق بشر هستند ، مي زنيم .
از زماني كه نهضت مشروطه با همت آزاديخواهان و روشنفكران و استقبال توده مردم به پيروزي رسيد ، ملت عملاً از زير بار حكومت استبدادي خارج شده و مجلس ]اين خانه ملت[ يكه تاز صحنه هاي سياسي ، اجتماعي كشور شد و جامعه ما به سوي يك هدف دراز مدت يعني برقراري دموكراسي پيش رفت
اروپائيان تا قبل از اواخر قرن 16 و در قرون وسط زير سلطه و نفوذ كليسا ، زندگي مشقت باري داشتند ولي از آن پس ، از زير يوغ كليسا خارج شدند و آزادانه به بحث ها و فعاليت هاي علمي و عملي در راه پيشرفت و تكامل خود پرداختند . آنها به طور كلي و اساسي موانع پيشرفت و ترقي خود را كه همانا حكومت كليساها مي دانستند از بين بردند و از آن به بعدبودكه شكوفايي همه جانبه در جوامع اروپايي شروع شد. ، اختراعات گسترده بشر را در استفاده بهينه و بهتر از منابع خدادادي ياري داد . آنها هم چنين با تشكيل پارلمان كه بوسيله افراد منتخب مردم اداره مي شد ، جامعه را به سوي قبول يك زندگي اجتماعي مسالمت آميز پيش بردند . قانون اساسي هم كه توسط همين افراد تصويب مي شد ، قوانين كلي را براي اداره هر چه بهتر جامعه كشور بود ـ و مردم هم به قوانين مصوب منتخبين خود احترام گذاشته و مي پذيرفتند ـ پس فاصله زماني شروع اصلاحات كلي و ساختاري در جوامع اروپايي تا زمان به ثمر نشستن آن يعني نهادينه شدن دموكراسي و پيشرفت در زمينه هاي علمي و عملي زندگي زياد و قابل تأمل است . يعني بايد سالها بگذرد تا مردم مفهوم احترام به قانون وحقوق ديگران را درك كرده و عملاً در زندگي پياده كنند . در مورد جامعه ايران هم وضع به اين قرار است ، اگر چه فاصله زماني انقلاب مشروطه تا حال زياد بوده ولي با در نظر گرفتن موانع اساسي در كار پيشرفت اصلاحات كلي و ساختاري در جامعه ] كه همانا حكومت ديكتاتوري پهلوي بود[ مي توان به ثمر نشستن اين انقلاب اميدوار بود ، اگر در اين راه خود كوتاهي نكنيم .
پس روند اصلاحات خود حركتي اميد بخش است و نبايد با حملات نابخردانه و نابجا مبني بر اينكه شعارهاي اصلي تحقق نيافته و غيره …. براي ادامه اين حركت موانع بتراشيم
پس انقلاب يعني سرآغاز يك تحرك براي رسيدن به هدف بزرگ و از پيش تعيين شده كه يكي از اركان اساسي زندگي بشر است ولي رسيدن به اين هدف راهي بسيار طولاني و پر از موانع و مشكلاتي است كه حتي قادرند روند اين حركت را مختل كنند ولي حضور مردم و آگاهي و هوشياري آنها در صحنه هاي حساس موجب پايداري و دوام اين جريانات خواهد شد ، پس روند اصلاحات خود حركتي اميد بخش است و نبايد با حملات نابخردانه و نابجا مبني بر اينكه شعارهاي اصلي تحقق نيافته و غيره …. براي ادامه اين حركت موانع بتراشيم بلكه بايد بر سر موانع تحقق نيافتن اين شعارها رفت و آنها را از بين برداشت ، موانع آشكاري كه هر روز هم گنده تر مي شوند ، پس بيائيد براي پرورش اين نهال نو رسته همت كرده و اميدوار به ثمر نشستن آن باشيم .