تعاريف اصطلاحات سياسي

دموكراسي : آزادي خواهي ، حكومتي كه اختيارات آن در دست  نمايندگان مردم جامعه باشد .

سوسياليست : اعتقاد به جمعي بودن جامعه و مالكيت دولت به وسايل توليد .

فئوداليسم : حكومت مالكيت بر رعايا ] مكوك الطوايفي[ .

كاپيتاليسم : اعتقاد به سرمايه داري و وجود قدرت در دست سرمايه داران .

كمونيسم : حق مالكيت اشتراكي توده ها نسبت به وسايل توليد با نظارت دولت .

ماركسيسم : ماركسيسم در درجه اول يك نظريه تاريخي است كه روش تحليل ديالكتيكي را براي توضيح تصورات جامعه بشر به كار مي برد .

استالين ماركسيسم را دو گونه تقسيم بندي كرد : 1) ماركسيسم دگماتيك كه منظور آن ماركسيسم اوليه و موضوعات ماركس است . 2) ماركسيسم كره آتوريا خلاقه كه به واسطه انجام اصطلاحات لازم در ماركسيسم طبق مقتضيات زمان و تحولاتي كه در اوضاع پيش مي آيد ، هميشه نيرو ي خلاقه خود را حفظ كرده و به جلو مي رود و كهنه نمي شود .

ناسيوناليسم : ملت پرستي يا  اعتقاد به برتري ملت خودي بر ملل ديگر .

ديالكتيك : جستجوي حقيقت از راه مباحثه يا مباحثه منطقي از طريق سئوال و جواب كه زنون اليايي آن را مطرح و افلاطون آن را گسترش داد .

ايده آليسم : ] خيال پرستي[ كسي را گويند كه معتقد است بايد تابع غايت آمال و ايده آلهاي انساني بود و در برابر رئاليسم يا واقع پرستي و اصالت قرار دارد .