فكر مي كنيد اين دو تصوير مربوط به يك مجموعه اند ؛ ممكن است در نگاه اول هر بيننده اي هر دو تصوير برايش ياد آور مجموعه ي پاسارگاد باشد . پاسارگاد ، آئينه دار شكوه و عظمت ايرانيان باستان . پاسارگاد ، كلكسيون سنگ هاي غول پيكر و تراشيده ، ستون هاي سنگي مرتفع و نقش دار و اسب هايي بي جان كه سخت پوسته ي تاريخ را چسبيده اند . آيا هنوز هم مي توان به اين سنگ پاره ها و اسب هاي بي جان دقيق شد ، راز شكوه را در ذهن كنكاش كرد و غرور گذشته را باز آفريد و به قول كنازاكس انديشمند و باستان شناس ژاپني ، سنگ هاي دوران افتخار ، يك محرك قوي براي بازگشت نيستند و تنها جزء آثار هنري با ارزش و قديمي هستند . در اين كلكسيون سنگي همه چيز مرده است . سربازان پاسارگاد ، با نيزه هايشان همه سنگ شده اند و بر پيكره كاخ حك شده اند . پس چگونه مي توان انگيزه براي پيشرفت ساخت ، چه بايد كرد .هيچ زحمتي ندارد ، اندكي گردن و چشمان مبارك را بچرخانيم و به تصوير سمت چپ بالاي صفحه نگاهي بيندازيم .
سربازان پاسارگاد ، با نيزه هايشان همه سنگ شده اند و بر پيكره كاخ حك شدهاند
اينجا كجاست ؟ بيشتر به كاخ مي ماند. كاخي كه از ستون هايش دود و آتشي خاموش نشدني بر مي خيزد . اينجا همه چيز زنده است اينجا پاسارگاد نيست و اسكندر هم حمله نكرده است پس اين شعله ها چيستند . اينجا از سنگ هاي مرده و اسب ها ي بي جان خبري نيست . اينجا همه چيز زنده است و تك تك اجزاء اين مجموعه با شما حرف مي زنند و سربازان اين كاخ ، سربازاني زنده ، فعال با كلاه خودهاي عجيب و لباس رزم هايي يك دست هستند . اينجا يكي از شاهرگ هاي حياتي اقتصاد مملكت است . اينجا بوشهر است ، پارس جنوبي . اينجا پايتخت اقتصاد تك محصولي مملكت است . اينجا بوشهر است ، بوشهر ، اما نه سرزمين نخل هاي سر به فلك كشيده ، سرزمين لنج و گرگور و دريا . اين بوشهر فقط در كتاب هاي ادبي است همه ي اينها بوشهر هست اما بوشهر همه اينها نيست . اينجا سرزمين كاخ هاي آهني با ستون هاي سر به فلك كشيده ي شعله ور است . وجب به وجب اين خاك ، تقديم به پيشرفت و توسعه ي ايران زمين . تك تك نخل هاي دود گرفته تقديم به سرافرازي ايران و ايراني .
اينجا همه چيز زنده است و تك تك اجزاء اين مجموعه با شما حرف مي زنند و سربازان اين كاخ ، سربازاني زنده ، فعال با كلاه خودهاي عجيب و لباس رزم هايي يك دست هستند
مردم اين ديار خيلي خونگرمند و دوست داشتني تر از آفتاب گرم آسمانشان . آنها صميمي اند اما قانع و ساكت نيستند . آنها نخل ها و مزارع خود را از دست داده اند ، زمين هاي پدري شان را به وسعت كاخهاي ستون شعله اي هديه كرده اند چون مي دانند پاي پيشرفت اقتصاد مملكت در ميان است. بزودي اين كاخ هاي عظيم دود آلود وسيع و وسيع تر مي شوند . حيف كه داريوش و كوروش به تاريخ پيوسته اند ، اشك ها مرده اند و اثري از نادر شاه نيست . نيستند كه كاخ هاي ستون شعله اي را نظاره گر باشند و فرزندان خود را تحسين كنند . در زمان نادر شاه بوشهر مهمترين بندر ايران بود با اينكه از اين كاخ هاي ستون شعله اي در آن خبري نبود يا از نيروگاه اتمي و تشكيلات ديگر . بي شك نادر اگر از اين ثروت ها مطلع مي شد اين استان كه از تمامي استان هاي ساحلي ايران بيشترين مرز آبي با خليج فارس را داشت بعنوان پايتخت خودش انتخاب مي كرد . بگذريم ، بي شك اكنون تأثير بوشهر و استان هاي جنوبي در اقتصاد مملكت بر هيچ كس پوشيده نيست كما اينكه در سالهاي اخير بوشهر بيشترين بودجه سالانه ي استاني را به خود اختصاص داده است و بي شك بعد از پايتخت ، استان هاي جنوبي كشور شامل خوزستان ، بوشهر و هرمزگان مهمترين استان هاي مملكت در تأمين بودجه هستند . در اقتصاد مملكت ما كه هنوز متأسفانه تك محصولي مي باشد نقش استان هاي ديگر بسيار ضعيف است و تعجب بزرگ آنجاست كه اين سه استان وضعيت عالي و مطلوب شايسته را دارا نمي باشند ( اين مطلب ، يعني نقش ضعيف ديگر استان ها در اقتصاد مملكت ميان جمعي از دانشجويان شهرهاي غير جنوبي كه مشغول تحصيل در بوشهرند مطرح شد و همه ي آنها اين را پذيرفتند ، با اينكه بعضي از آنها در ابتدا اعتراض كردند اما در نهايت پذيرفتند ) . بحمدالله مسئولان نظام در سال هاي اخير توجه ويژه اي به بوشهر داشته اند و اميدواريم كه اين استان با مسئولاني سخت كوش ، تحصيل كرده هايي كاردان ، دانش آموزاني آگاه و مردمي فهيمده به سوي پوپايي هر چه بيشتر گام بر دارد . در بوشهر همه و همه دست به دست هم داده اند و حركتي عظيم آغاز شده است و نخل هاي اين سرزمين در هر سپيده دم براي خوشبختي و پيروزي مردمان اين ديار و تمامي مردمان آريا نژاد دعا مي كنند . نخل ها دعا مي كنند و براي سر بلندي و سرافرازي بوشهر ، خوزستان و هرمزگان و ايران زمين سجده مي كنند .
جمعي از دانشجويان مركز تربيت معلم علامه طباطبايي، خليج فارس و دانشگاه آزاد اسلامي بوشهر